پیشی های ناز من

موزوپرتقال

1392/11/27 11:35
نویسنده : بانوی مهر
240 بازدید
اشتراک گذاری

قند عسل اومده یه پرتقال انداخته توی کشو کفگیر ملاقه هابعد در کشو رو بسته رفته یه گشت زده

اومده در کشو رو باز کرده یه ملاقه برداشته پرتقال وانداخته توش وشروع به سر کشیدن ملاقه کرده  فدای پسر کوچولوم بشم

شهدوشکر اومده یه موز گرفته داره پوستشو میخوره به موزش دست بزنی جیغ میکشه بعد از

خوردن وکندن کمی از پوست موز اونو انداخت روی زمین ویکی دیگه خواست

من :عینکهمون قبلیو دادم

شهدوشکر: انداخت و

من:عینکهمون قبلیو دادم

شهد وشکر: انداخت و

ومنعینکاینبار موز قبلی رو از زاویه ای دیگر دادم

وشهدوشکر:لبخندخنده وپس از بررسی متوجه کلاه کذاشتن سرش شدواینبارموز رو انداخت و  با شدت بیشتری به جیغ کشیدن ادامه داد

و برای پایان دادن به این ماجرا بهتر ان دیدیم که با  بوسیدن وبغل کردن  ونوازش

و سپس گفتمان مسئله را حل کنیم

 

پسندها (2)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)