پا توی کفش بزرگترها
وقتی بچه بودم عشقم این بودکه پا تو کفش بزرگترها بکنم وقتی مهمون میومد خونمون یا می رفتیم مهمونی
بدنبال فرصتی برای انجام این کار بودم وعاشق کفشهای پاشنه بلند به به چه حالی میکردم می پوشیدم
وراه می رفتم وقند توی دلم اب میشد
مخصوصا وقتی تق تق هم صدا میکردند ولی بیشتر وقتها مچم را می
گرفتند ودعوایم میکردند
ولی باز هم ادم بشو نبودم که نبودم .البته این طبیعت بچگی است وفکر می کنم
اکثر دخملا اینجوری باشند .دو روز پیش که شهد وشکر امد دیدم یه پاشو کرده توی دمپایی اشپزخانه وداره
تلاش میکنه برای پای دیگر از اونجای که حساس هستم با کفش اشپزخانه روی فرش بیاییم یا بدون دمپایی
توی اشپزخانه بریم فوری دمپایی روفرشی اوردم وپاش کردم دستش رو گرفتم وباهم راه رفتیم وچه کیفی
میکرد این شهد وشکر امشب بدور از چشم من وبدون اینکه دمپاییش لنگه به لنگه باشه کفش اشپزخانه را
پوشیده وروی فرش برای خودش قدم میزد این صحنه راکه دیدم بیاد بچگی خودم افتادم وبعد از دقایقی خانوم
خانوما کف اشپز خانه دمر خوابیده حالا یه مامان بزرگ حساس به کف اشپزخونه با این خانوم چیکار باید بکنه ![]()

پا توی کفش بزرگترها 


