پیشی های ناز من

این تاریخ کی تکرار خواهد شد

1393/3/6 22:49
نویسنده : بانوی مهر
298 بازدید
اشتراک گذاری

امروز بعد از ظهر بابای قند عسل برای راه اندازی کولرهابه پشت بام رفت ومن وپدر بزرگ هم برای عید دیدنی رفتیم بعد از بازگشت بابای قند عسل اینگونه گزارش کار داد:

بابای قند عسل:کولر ها رو سرویس کردم

پدر بزرگ:دستت درد نکنه

بابای قندعسل:با قندعسل رفتیم

پدر بزرگ:خب قندعسل چیکار میکرد

بابای قند عسل:هیچی با پیچگوشتی میزد به کولر بعد با شلنگ روی پوشالا اب میریخت

من:تاریخ دوباره تکرار شد .(ماجراهای من وبابام)

بابای قندعسل:اره دیگهخنده

بابای قندعسل:راستی بابا زیراب کولرتون خرابه

پدر بزرگ:اشکال نداره دارم میرم عوض میکنم

بابای قندعسل :یه تسمه هم باید براش بخری

پدر بزرگ:تعجب
بابای قندعسل:میدونی برای چی؟

پدر بزرگ:برای اینکه مال ما رو انداختی به کولر خودتخنده

بابای قندعسل:قه قههقه قهه
پدر بزرگ:پوشالا رو اوردی پایین؟

بابای قندعسل:خندهنه هواتاریک شد دیگه نتونستم

من:با این سرویسی که کولر  ما رو کرده بعید نیست که پوشالارو بذاره توی کولر درهاشم بذاره سر جاش یا بیاره بذاره پشت در اپارتمان

بابای قندعسل:قه قههقه قههاره دیگه

بله قندعسلم این بود داستان سرویس کولر ما توسط بابای شما

بالا رفتیم دوغ بود پایین اومدیم ماست بود قصه ما راستِ راست بود

 ونمی دانم این تاریخ دوباره کی تکرار خواهد شد

 

پسندها (3)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)