پیچ اجاق گاز
داشتم اجاق گاز و تمیز میکردم دیدم پیچ ساعتش در اومد گذاشتم روی میز وبه همسر گفتم اینو درست کن
ساعتی بعد
همسر:پیچ گاز کو
من: همونجا روی میز
همسر:نیست
من:درست نگاه کن همون جا روی میز گذاشتم
همسر:نیست
ومن :
خودم رفتم وهرچی گشتم نبود که نبود ونگران
از این که دارم الزایمر میگیرم خلاصه چند روزی
گذشت وما همچنان در جستجو
تا اینکه یک روز وقتی لباس پهن میکردیم پیچ گاز از لابلای
لباسها افتادوانچنان شرمنده شدیم
و خودمان را سر زنش کردیم که نگو ونپرس .
چند روز بعد وقتی مشغول کار توی اشپز خانه بودیم مشاهده نمودیم که پسر قند عسل در ماشین لباسشویی رو باز کرد
یه چیزی گذاشت تو در رو بست و سوت زنان رفت. جلو رفتیم دیدیم بعله اقا ما شینشو گذاشته تو رفته ،گفتیم شاید
تصادفی بوده ماشین رو در اوردیم دیدیم دوباره تکرار شد تازه فهمیدیم که پیچ گاز هم کار اقا بوده وما سرکار
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

پیچ اجاق گاز 

