پیشی های ناز من

زیباترین لحظه

1392/10/11 23:54
نویسنده : بانوی مهر
176 بازدید
اشتراک گذاری

به نظر من زیباترین لحظه مامان ونی نی وقتی است که مامان از شیره جانش به نی نی میده ونی نی هم

استقبال میکنه در بیمارستان وقتی به مامان قند عسل کمک کردم تا از شیره جانش برای اولین بار به

نینی بده ونینی دهان باز کرد وشروع به مکیدن کرد حالم قابل توصیف نیست

(ایکون کسی که از خوشحالی بالا پایین میپره)

 وخدا روشکر کردم که پسر قند عسل مکیدن بلده ومثل بابای عزیز تر از جان نیست.

واما داستان بابای عزیزتر ازجان:

قبلا وقتی نی نی بدنیا میامد او  را برای شیر دادن پیش مامان نمی اوردند .بیمارستان شیر خشک

میداد وفقط نی نی رو برای 10 دقیقه میاوردندومیبردند تا فردا که مرخص میشدی نینی رو تحویل میدادن

وقتی با ،بابای عزیزتر از جان به خانه امدیم لبخند خواستیم شیر بدهیم  دیدیم ای دل غافل نینی گرسنه دهان باز

میکند اما مکیدن بلد نیست.  (ایکون ادم بدبخت وبیچاره) ایوای خدای من ،چکنم ناراحت.گفتند :صبوری کن تا یاد

بگیرد .خلاصه بعد از 30 تا 45 دقیقه ضجه زدن گریه، بابای عزیز تر از جان یاد گرفت ومن خوشحال وشاکر

خداوند. دوباره دو ساعت بعد همین اش وهمین کاسه، گریه به حدی بود که از  طبقه پایین میامدن

می گفتند بچه چه مشکلی داره ومن  میگفتم مشکلش فراموشی است.این وضع تا دو ،سه روز ادامه

داشت. تا بالاخره بابای پسر قند عسل یاد گرفتتشویق اما افسوس افسوسکه بعد از 25 روز مریض شدم ودکتر

گفت تا وقتی دارو می خوری نباید به بچه شیر

بدی واین شد که نباید میشد وشیرم خشک شد ( ایکون مامان شرمنده)خجالت

پسندها (1)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)